دریافت خبرنامه و ویژه نامه

آنچه که ثروتمندان به فرزندانشان درباره پول آموزش می دهند و طبقه متوسط از آن ناآگاهند. من دو پدر داشتم یکی ثروتمند و یکی فقیر،هر دوی آنها در حرفه ی خود موفق و افرادی سخت کوش با درآمدهای بالا بودند.با این حال،یکی ار آنها در سراسر زندگی اش با کشمکش های مالی مواجه می شد.در حالی که دیگری یکی از مردان مرفه هاوایی بود.

ثروتمندان مسایل مالی را اینگونه به فرزندانشان اموزش می دهند

 

هر دوی آنها قوی،جذاب و نافذ بودند و مرا نصیحت می کردند اما نصیحت هایشان باهم متفاوت بود.به جای صرفا پذیرش یا رد آنها،بیشتر اندیشیدم تا آنها را مقایسه سپس انتخاب کنم.مشکل اینجا بود که مرد ثروتمند هنور به ثروت نرسیده بود و مرد فقیر هنوز دچار فقر نشده بود.این دو پدر چیزهای مشابهی نمی گفتند.تضاد موجود در عقاید آنها به ویژه در جایی که بحث پول در میان بود آنچنان شدید بود که کنجکاوی و حس تغیییر پذیری را در من ایجاد میکرد.بنابراین تصمیم گرفتم تا مدت زمان طولانی درباره ی حرفهای هر کدام از آنها فکر کنم.

 

یکی از دلایلی که ثروتمندان ثروتمند و فقرا فقیرتر می شوند و طبقه متوسط در قرض و بدهی غوطه ور هستند آن است که مسائل پولی در خانه آموزش داده می شود نه در مدرسه. بیشتر ما مسائل مالی را از والدین خود یاد میگیریم.حال آنکه یک پدر بی پول چه مطلبی درباره پول می تواند به فرزندش بیاموزد.جز اینکه دائم این نصیحت را تکرار کند که در مدرسه بمان و سخت درس بخوان و کودک احتمالا با نمره های عالی اما با برنامه ریزی و ذهنیت مالی یک فرد فقیر فارغ التحصیل خواهد شد. علت اینکه بسیاری از بانکداران،حسابداران،پزشکان باهوشی که در مدرسه و دانشگاه نمره های عالی گرفتند و در طول زندگی شان با مشکلات مالی دسته و پنجه نرم می کنند همین مسئله است.

 

از آنجایی که من دو پدر تاثیرگذار داشتم،از هر دوی آنها چیزهای با ارزشی آموختم.برای مثال یکی از آنها عادت داشت که بگوید "نمی توانم از پس هزینه اش بربیایم" ،پدر دیگر استفاده از این کلمات را قدغن می کرد.او با تاکید می گفت: "چگونه می توانم از پس هزینه اش بربیایم؟"

اولی یک جمله ی خبری است و دومی یک جمله ی سوالی،یکی به شما اجازه می دهد که بی خیال قضیه شوی و دیگری مجبورت می کند که به فکر فرو روی.پدر پولدارم توضیح می داد که به واسطه ی گفتن خود به خود کلمات نمی توانی از پس هزینه اش بربیایی،مغزت دست از کار می کشد.اما بواسطه پرسیدن سوال چگونه می توانی از پس هزینه اش بربیایی؟مغزت مجبور به کار می شود.

منظورش این نبود که بواسطه قدرت ذهن هر چیزی را که می خواهم بخرم بلکه او در مورد کار کشیدن از ذهن یعنی قویترین کامپیوتر در جهان اصرار داشت. از این رو ذهنم هر روز قوی تر می شد،زیرا از آن کار می کشم.هرچه ذهن قویتر شود می توان پول بیشتری بدست آورد.

 

متوجه شدم که افراد وافعا زندگی شان را از طریق تفکراتشان شکل می دهند.برای مثال پدر بی پولم همواره می گفت: "من هیچوقت ثروتمند نخواهم شد." و این پیشگویی به واقعیت پیوست.از طرف دیگر پدر پولدارم همیشه خود را فردی ثروتمند می خواند و می گفت: "من مرد ثروتمندی هستم و افراد ثروتمند این کار را نمی کنند.حتی زمانی که بعد از یک شکست مالی بزرگ ورشکسته شد همچنان خود را مردی ثروتمند می دانست."

او خود را بواسطه گفتن این جملات بیمه می کرد: "بیین فقیر بودن و ورشکسته بودن تفاوت هست.ورشکستگی موقت است و فقر همیشگی." متوجه شدم که پدر بی پولم نه بخاطر میزان پولی که به دست می آورد(که میزان زیادی بود) بلکه به خاطر تفکرات و اعمالش فقیر بود.بنابراین به شدت نسبت به تفکراتی که باید برای خودم انتخاب می کردم هشیار می بودم.

 

درباره ی اینکه به چه کسی باید گوش کنم به پدر پولدارم یا پدر بی پولم؟

 

یکی از آنها از من میخواست درس بخوانم تا یک کارشناس،یک وکیل یا یک حسابدار شوم یا برای اخذ فوق لیسانس مدیریت بازرگانی به دانشگاه بازرگانی بروم.دیگری مرا ترغیب می کرد که درس بخوانم تا ثروتمند شوم تا نحوه ی کارکرد پول را بفهمم و یادبگیرم که چگونه از آن به نفع خود استفاده کنم.جمله ای که او همواره در گوش من تکرار می کرد این بود: "من برای پول کار نمیکنم بلکه پول برای من کار می کند."

 

درسی از "رابرت فراست"

رابرت فراست شاعر محبوب من است تمام شعرهای او را دوست دارم اما شعر "جاده ی انتخاب نشده" جذابیت فوق العاده ای برایم دارد.مضمون آن این سات که اگر بر سر هر دو راهی رسیدی،راهی را انتخاب کن که کمتر پیموده شده است و همین امر باعث ایجاد تمامی تفاوت ها خواهد شد.

پدر پولدارم در طول یک دوره ی ۳۰ ساله به من آموزش داد تا اینکه ۳۹ ساله شدم. پول شکلی از قدرت است.اما قدرتمندتر از آن آموزش مالی است.پول می آید و می رود اما اگر درباره نحوه ی کارکرد پول آموزش دیده باشی نسبت به آن قدرت می یابی و می توانی ثروت سازی را از نو آغاز کنی.

 

از آنجایی که از نه سالگی شروع به یادگیری کردم درس هایی که پدر پولدارم به من آموخت ساده بودند.اما فقط شش درس اصلی بودند که در طول ۳۰ سال تکرار شدند.این کتاب درباره ی این شش درس است و سعی می کند تا حد ممکن آنها را به شکلی ساده ارائه کند.این دروس قرار نیست پاسخ اصلی باشند بلکه کارکردنشان مانند علایم راهنمایی است،که صرف نظر از رویدادهای این دنیای متغیر و مبهم،به شما و کودکانتان در ثروتمندتر شدن کمک خواهند کرد.

 

 

منبع:

سایت کار برای زندگی و نه زندگی برای کار

|  
  |
دیدگاه کاربران
هدیه مالی تیم متفکران نوین مالی در شبکه اجتماعی